تبليغاتX
یا مده می یا مرا چون چشم خود کن مست مست
 

کسی که از ره تقوا قدم برون ننهاد

به عزم میکده اکنون ره سفر دارد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 10:31  توسط teetotum  | 

 "خیلی وقت­ها آدم­ها احساس می­کنند از بقیه مهم­تر هستند، تافته­ی جدابافته هستند. من نمی­خواهم فلسفه­ خودخواهی آدم­ها را شرح دهم. لازم هم نمی­دانم، ولی تا آنجا که من می­دانم هیچ انسانی در جریان زندگی با آدم­ها، از این حس تهی نبوده است.

به نظر من خیلی خنده­دار است وقتی آدم­ها از اعتدال و تواضع انیشتن یا یک نفر دیگر مثل او حرف می­زنند. من همیشه به این آدم­ها می­گویم وقتی مشهور شدی، وقتی همه تو را شناختند، دیگر میانه­رو بودن و فروتنی کاری ندارد. آنها همیشه به خودشان گوشزد می­کنند که مبادا در رویارویی با دیگران چیز دیگری نشان دهند.

حتی گاهی وقت­ها که فکر می­کنی یک آدم، کوچکتربن نشانی از خودخواهی ندارد، ناگهان و در یک حرکت، آن را در مکارانه­ترین شکل ممکن پیدا می­کنی. خودخواهی متواضعانه. وای خدای من! چند خودخواه متواضع را تا امروز دیده­ام؟

حتی آدمی مثل مسیح – واقعی یا سمبولیک- گاهی حرف­هایی می­زند که هیچ ریشه­ای جز خودخواهی و غرور ندارد.

خودخواهی همیشه در دورترین جاها خود را نشان می­دهد: مهربانی، بزرگ­منشی، بخشندگی."

تونل - ارنستو ساباتو

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 13:56  توسط teetotum  | 

               
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 9:51  توسط teetotum  | 

 

شمار آدمایی که یه روزی باعث رنجششون شدم، داره از دستم در میره...

خدایا کمکم کن

***

"منصوروار بر سر آنم که دار را

اوجی دهم دوباره که افتد خورند دوست"

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 10:11  توسط teetotum  | 

      
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 10:24  توسط teetotum  | 

"مثل من باغچه ی خانه هم از دوری تو

بس که غم خورده و لاغرشده، گلدان شده است"

غلامرضا طریقی

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 10:7  توسط teetotum  | 

"خیال خام پلنگ من، به سوی ماه جهیدن بود

و ماه را ز بلندایش، به روی خاک کشیدن بود

 

پلنگ من -دل مغرورم- پرید و پنجه به خالی زد

که عشق -ماه بلند من- ورای دست رسیدن بود"

حسین منزوی

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 12:19  توسط teetotum  | 

 

می دود

من به دنبالش

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 21:15  توسط teetotum  | 

چه قدر خوشحالم

چه قدر آدم هایی که دوستشان دارم زیادند

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 11:49  توسط teetotum  | 

پرت شد از کنار میز

اول شب حواسمان

ستاره روی شاخه بود

شکوفه روی آسمان

رایحه ی ستاره و چشمک هر شکوفه را

جام به جام می زدیم

 

پی نوشت. همه رفتن...کسی دور و برم نیست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 1:20  توسط teetotum  |